اغلب آنهائی که تا مقاطعی از تحصیل از ابتدائی تا دانشگاه در ایران بوده اند و بعد بورسیه ای یا ...برای ادامه ی تحیل به کشورهای با فرهنگ دیگر می روند که تمدن فرهنگی شان نصف تمدن شرق نیست وقتی در "به قول دوستان ایرانی هموطن خصوصا قدیمی ترها" فرنگ هستند و مشغول تحصیل و بالا بردن سطح معلومات علمی و هنریشان هستند حتی در معروفترین دانشگاههای دنیا همیشه فکر می کنند حتما وقتی یرگشتند باید برایشان همه ی ملت هورا بکشند و به آنها که می رسند بر خوردشان جور دیگری باشد.
این فکر در مورد آنهائی که حتی به غلط به جای تحصیل در کازینوها و...وقت می گذرانند تا ماه بعدی که پول پاپا از ریال به دلار و یورو مارک تبدیل شود هم صدق می کند و حتی بیشتر هم می باشد.
اما وقتی به وطن باز می گردند تازه می فهمند که چه خبر است و ...
انگار نه که جان من شما تا ۶۷ سال پیش در همین دتنشگاه تهران درس می خواندید.یا حتی در دانشگاههای دیگر مثل ازاد و غیر انتفاعی و این جدیدترها فقط مانی بده آقای مهندس و خانم دکتر گفتن به شما تضمین داده می شود که البته حتما باید گارانتی هم بدهند.با گارانتی گران تر است.
اما وقتی بعد از اتمام بر می گردند چنان حالی از آنها گرفته می شود که...
خوب تفکرشان درست نیست.حتی آنها که واقعا دارای معلومات هستند نیز همین است.وقتی خوب با چم خم کار آشنا می شوند می بینند که خیلی ها در همین ایران با وجود امکانات کم باز هم در صدر جدول هستند.آنها کسانی هستند که دانش را با تعصب و سیاست و غیره قاطی نکردند و راه را درست رفته اند.البته در بسیاری از موارد آنهائی که در یک دانشگاه کوچک محلی اما اسم و رسم دار و دارای امکانات "امکانات در دانشگاههای اینجا زیاد است خاه دانشگاه بزرگ مثل اکسفورد باشد خواه در حومه ی شهری بزرگ" هم درس می خوانند بسیار معلوماتشان بالاست.
بعضی از دوستان هم که بسیار پیش از رسیدن به این مقاطع از سالهای دور هم در این کشورها بوده اند اگر واقعا درس خوان علاقه مند باشند و حسابی بار علمی خود را ببندند و برگردند هم در یرگشت متوجه بسیار مسائل می شوند.
معمولا در آغاز بعد از مدت کوتاهی می خواهند به همان فرنگ بروند و به پیشنهادات خوب کاری به واسطه ی نمرات بالا و عملی کار کردن در حد حرفه ای فکر کنند و به یکی پاسخ دهند.
اما ما چند نفر که شامل هر کدام از گزینه های بالا شده ایم و یا می شویم قبل از برگشت به لطف برگشتن و ماندن و گفته های کسی که در درس و معلومات معیار ما بود و الگو و حتی شامل گزینه ی سوم میشوند یعنی بسیار قبل از رسیدن به این حرفها در فرنگ زندگی کرده
و بسیار هم زحمت کشیده و ....به مدد ایشان یعنی این دوست خوب یا دوستان خوب قبل از برگشت متوجه این داستان و اینجا از تو بهتر خیلی زیادترند اینقدر که نمی توانی بشماری در همین جا هم درس خواندند فهمیدیم که چه خبر است و وقتی برگشتیم چرا باید توقع هورا داشته باشیم.
تازه آنکه از نووجوانی کودکی در همین فرنگستون با لحن پر طنین استاد انتظامی(عزت) زندگی کرده و برایش سخت تر است وقتی اینها را می گوید منی که منتظر همچین لحظه ای یعنی بازگشت هستم وقتی آمدم تو ذوقم نمی خورد و سر شکسته نمی شوم.
تازه همین دوست که ما او را ...خوب علمی و عملی می دانیم چنین می گوید: من در اینجا آشنا نبودم شما که بودید فقط برای تحصیل اینهمه هزینه کردید و دست آخر شدید پی اچ یگ رشته که در کشور وطن هم می توانستید باشید که من بسیاری را در همین مدت کوتاه زیارت کردم که خود من باید به آنها تعظیم کنم حتی سنشان هم ۵ یا ۶ سال از من کمتر است و تازه از اینجا برای تدریس در دانشگاههای معتبر دنیا برایشان دعوت نامه می آید.
در ضمن ما وقتی شاهد پستی در وبلاگ این دوست بودیم که چگونه از کسانی به حساب هنری و عمل علمی و راهبرد درست یافته ها و آموخته ها که برایمان سمبلی بود و تا کنون چنین کنش و واکنشهائی را از او ندیده بودیم با دیدن این پست و معذرت خواهی آن هم به سبکی که اصلا برایمان عجیب بود بعد از توضیح شخص دوست رازها ی این عذر را دریافتیم و باز هم افتخار کردیم به وطن و یک چیز مهم هم یاد گرفتیم که موجب می شود وقتی برگشتیم توقع تعظیم نداشته باشیم چرا چون ما آنجا دکتر شدیم؟ و این باعث می شود راحت تر و با دانش بیشتر بدون تو ذوق خوردن با هر برخوردی به وطن مراجعت کنیم و مانند دوستانی که در ایران درس خواندند و هم مقطع هستیم دنبال کار بگردیم و سر شکسته نباشیم.
نویسنده : صبا و دکتر خلیل پور به عنوان راهنمای نوشت.
ساعت به وقت تهران