تمام شد و آغاز.
که هر تمام شروع آغازی است و هر آغاز شروع پایان.پس هیچ پایانی وجود ندارد.حتی .....
چه خوب بود. دغ دغه ها. چه خوب بود فریادهای وایی از پشت گوشی تلفن که چرا مطلب نرسید.
چه خوب بود همدلی و دوستی با شما چه خوب بود آشنائی. چه خوب بود اولین هفته ی رسمی ما.
و چه خوب بود از "استاد ارد شرکا " نوشتن و آموختن. و حالا که فکر می کنم می بینم باید بگویم.
چه خوب که از این به بعد همیشه این خوبها ادامه دارد و چه خوب است این همیشه.
دوستانی یافتیم چو مروارید از دل صدف. و فردا را با "استاد بزرگ مرحوم ممیز" سلام می دهیم . و هر هفته که با نام یک هنرمند سلام می کنیم به همدلان "ارد بزرگ"باماست
و تشکر از سایتهای ارد بزرگ و مدیریت "خانم فریبا ملک" و " استاد کامیارمستوفی " و هم
خانم "پروانه رضائی " که مرجع انتخاب ما ۱۰۰ وبلاگ ارزنده ی ایشان است.
همه ی نویسندگان سایت "ارد بزرگ" خبرگزاری و هواداران و نظرسنجی "پاساگارد " با مهربانان "مهرداد ابو علی" و خبرنگار حرفه ای مقیم دیترویت خانم"مهری بلوری" و دوستان دیگری که از بزرگواریشان نمی شود نام بزرگشان را در وبلاگ کوچک من آورد چو "استاد جعفر معروفی " و "درنا لرستانی" و "ئکتر مهرانفر" و "دکتر میکائیل خسروی " و " استاد بهروز"که از اغاز همراه و هم دل بودند.
خدا نکند نامی از قلم افتاده باشد چرا که من از روی لیست سایت اصلی تایپ می کنم و با بسیاری از بزرگان هنوز افتخار آشنائی نزدیک ندارم."سمیرا " که نزدیک بود از قلم بیافتد که چه شرمنده می شدم. و گدکتر سهیل خلیل پور" که همه را نام بردم اما دوست و مدیر خود را باز هم نزدیک بود فراموش کنم.
فردا با مرتضی ممیز پدر گرافیک ایران.
و خبری که در وبلاگ خانه ی ۸لوگ "اینجا ایران است "از دکتر خلیل پور آن را بخوانید.
+
نوشته شده در جمعه ششم مرداد 1385ساعت 18:39  توسط صبا و گروه دکتر سهیل خلیل پور
|
افسانه عشق و جنون ٫ رفته ز خاطر تاکنون
آن تک سوار قصه ها ٫ با اسب خود شد واژگون
بس عهدها بشکسته شد ٫ ديگر خدا هم خسته شد
در کارزار زندگی ٫ بازوی مردان بسته شد
خون بر دل دلداگان ، خونین جگر آزادگان
قومی به غربت میکشد , تصویرآذربادگان
ای چرخ افسونت چه شد؟
الوند و سيحونت چه شد؟
بر تنب كوچك تا ارس٫
کاوه فريدونت چه شد؟
صفرا طلايه دار كو؟
آن نقطه پرگار كو؟
در شهر آزادي ،دري،
بر قامت ديوار كو؟
شهنامه خاني دير شد ٫ سيمرغ در زنجير شد
آرش، كماندار زمان ٫ آماج زخم تير شد
فريادها بر باد شد ٫ فرياد زير آب شد
ارابهء سردار عشق ٫ افسانه اي در خواب شد
شعر شمیم را گذاشتیم تا با هم بخوانیم مهم عشق جوانان ایرانی است که درو از وطن به وطن دارند
چشم را بستن و همه معترضین آذربایجانی را پانترکیست و تجزیهطلب خواندن، عملی است دور از منطق و شان نوشتار . بیتردید اندیشهای به نام پانترکیسم، درست مثل پانفارسیسم، وجود خارجی دارد و در ایران نیز معتقدین به آن در پی فروپاشی کشورند.جای بحثی هم نیست که برخی قصد جهت دادن به اعتراضهای آذربایجان را دارند. اما بستن چشم و همه را به یک صفت راندن هیچ نتیجهای در بر نخواهد داشت جز تیز کردن آتش کینه و دشمنی و نفاق
شاید از طولانیتر شدن اعتراضها تعجب بکنیم و آن کاریکاتور را دارای چنین پتانسیلی ندانیم. بله، اما ناقص و لنگ بودن، مهمترین ویژگی این نگاه است. واقعیت این است که ناراحتی از سالها جوک شنیدن و تحقیر شدن، امروز سربرافراشته است.به عمق باید نگاه کرد. من نه تنها منکر وجود دستهای پشت پرده نیستم، بلکه برخی مسایل را دارای منشا خارجی میدانم. ایجاد ناآرامی در ایران در حال حاضر یک جنگ روانی است که بیگانگان تجزیه طلب فرصت طلب برای مقابله با ج.اسلامی اتمی. کسانی هم قصد تجزیه دارند. اما آیا همه معترضین چنین هستند؟
من از هر شورش خیابانی بیزارم. وقایع روزهای اخیر را هم غائله میدانم. اما میخواهم بگویم همه آنهایی که حتی یکبار جوک در مورد ترکها تعریف کردهاند، مقصرند.نمیشود سرکوفت زد و تحقیر کرد و در صورت اعتراض هموطن آذری را تجزیهطلب خواند.
ناسیونالیستها آدمهای کوتاه بین بیمنطقی هستند که جز دگمهای ذهنی خود به چیز دیگری گوش نمیدهند. ناسیونالیستهای ترک و فارس آتش بیار معرکهاند و سرانجام ایران را در آتش تمامیت خواهی و تفکرات نژادپرستانه شان خواهند سوزاند.
در فضای احساسیای که جهل بر آن حکومت میکند نمیتوان مردم را نسبت به توطئه تجزیه طلبها آگاه کرد. مشکل همه ما کمبود آگاهی است. خواست آذربایجان خواستههایی اقتصادی و فرهنگی است نه نزدیکی زبانی با کشورهای خارجی، نه رفتن زیر علم بیگانه
زنده باد ایران ، یاشاسن آذربایجان
تقدیم به تمامی هم میهنان آذری دکتر سهیل خلیل پور
+
نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 15:26  توسط صبا و گروه دکتر سهیل خلیل پور
|