تبليغاتX
من دیگه بچه نمی شم
من صبا با همراهی دکتر خلیل پور اومدم تا با شما تو نوشتن شریک شم.کارم نوشتنه.شعر و داستان کوتاه
وباز هم ....

این سال لعنتی ..

نه ..نه...سال رفتن. هجرت.

نه همه می روند ..امید که سال خوبی باشد.

"مادر عزیز و گرامی مسئول و مدیر ۸  دکتر سهیل عزیز هم رفت"

این عم بزرگ را چه شانه هائی تاب می اورد.

چه بزرگ و چه صبور..

این است حصلتهائی که ما را به ایشان نزدیک کرده.

روحش شاد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 23:51  توسط صبا و گروه دکتر سهیل خلیل پور  | 

دوستان چه بگویم که غمی بر جانم نشسته است.

قول مقاله و جواب مصاحبه ی مهری بلوری عزیز و اما این خبر بزرگ. سیستم من با مشکلی مواجه شدهخ اما به هر صورت این مطلب را می نوسیم و تقاضایم این است که دوستان عزیز نهراسید و با اندیشه ای به و سعت آسمان بیاندیشید تا بفهمید که چه دارد بر سرمان می اید.

شهر باستانی تابران و بزرگ مرد ایران و ..فردوسی بزرگ را چه می تواند التیام بخشد و ایا جواب مسئولین قابل درک و منطقی است؟

دویتان عزیز من.

دانشجوهای خوبم که در چند روز گذشته مبنی بر مورد خاصی که از هویت ایران گفتم و از آزادی زندانیان  سیاسی و از بی عد لی و بی حرمتی به  همدیگر و بزذرگان ..شما دانشجویانی که با ۳ روز این اخراج را"چون استعفا را نپذیرفتم همراه با وعده ای که پشتش ضمیمه بود" و کتک خوردید و تحصن کردید و من را شرمنده و کی می داند جز دوستان نزدیکم مثل "سعیدیوس" و. چند نفر دیگر که چقدر ....فقط به خاطر کتک خوردن دانشجویان مدافع من و مخالف با اخراجم ..! حالا همان موقع رسیده.شما دختران و پسران هم نسل من» که لقب استاد بر من و دانشجو بر شما تشریفاتی است و خود می دانید نظرم را.

با من یباشید و نظریه ی ارد بزرگ و هم استاد معرولفی را و هم من را بخوانید و آرام ننشینید.

من سهیل  خلیل پور"آلفردو طبری" مدیر ۸لوگ از همه می خواهم در این اعتراض همراه باشند و محکوم کنند این حرکت متوحش ...وای بر ما که بخواهیم ساکت بنشینیم و اینان تکتک از  فردوسی بزرگ و بعد سایرین خرابکاران این ارامگاه..

شوکه ام و ..نمی دانم شکایتم را نزد چه کسی ببرم.

آیا این است جنگ پانها و خدمتگذاران دولت؟! دولت به اصطلاح مردمی آیا..

لعنت بر هر کس و دولت و هر بی شرم که درهر مقام و پستی این برنامه را پایه ریخت و یا شاهد بود و یا...

و بیانیه ارد بزر و خبر :

برگرفته از :
 

در پی دو انفجار بزرگ در شمال شهر باستانی تابران و آرامگاه فردوسی ، بیانیه ای از سوی اندیشمند و هنرمند عزیز کشورمان" ارد بزرگ "در این ارتباط منتشر شده است  که بخشی از آن به شرح زیر است :

اگر به پیشینه ایران زمین بنگریم کجا نامی به بزرگی و سترگی فردوسی یافت می شود؟.
توده خردمند کشورم
چنانچه از داستانهای اندوه بار دو ماهه گذشته شهر باستانی تابران و گنجینه باستانی توس بر می آید ،
ساده انگاری سرپرستان این بخش مایه آسیب فراوان  به گنجینه با ارزش میهنی گشته است .
ایدر باید از سرپرستان این بخش پرسیده شود چگونه در کمتر از دوماه ، نخست دکل پر فشار برق بر فراز میراث کهن توس جای داده می شود ؟ و حالا دو انفجار در شمال شهر باستانی تابران به چه گونه است ؟می گویند گمان می رود برگرفته از ترکیدن دینامیت برای راه سازی بوده است! .
امیدوارم سرکردگان این رویدادها ی شوم که خود کارگزار دولتند  درپیشگاه دادگری به کیفر رفتار نابکردار خود برسند تا دگر بیننده اینگونه نابکاری های آشکار نباشیم .

 منطقه ای که دچار آسیب شده است :

 

بیانیه مهم ارد بزرگ در مورد تخریب آرامگاه فردوسی

اعتراض ارد بزرگ به انفجار در شمال آرامگاه توس

بیانیه اعتراض ارد بزرگ به دولتمردان

وای بر ! بر خیزید. دوستان تجمع آرام در دربهای دانشگاه. دوستان تجمع آرام و سکوت در همه جای کهن : دکتر سهیل :A-F

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 20:14  توسط صبا و گروه دکتر سهیل خلیل پور  | 

متن کامل نظریه ارد بزرگ  با عنوان  قاره کهن          متن کامل کتاب پندهای ارد بزرگ

کتابها :قاره ی کهن و برآیند .

نمی دانم در مورد این دو کتاب ارزشمند و همچنین مقالات و کتب در راه

استاد معروفی با عنوان"ابر مرد"نگاهی به سه ابر مرد تاریخ

ارد بزرگ جبران خلیل و نیچه که در کارشناسی قاره ی کهن بخشی از اون اومده

به هر صورت برای کتاب مجموعه مقالات دکتر سهیل خلیل پور"آلفردو" هم

چشم انتظاریم. این نوشتار هم از منظر دیگه ای به تعلیمات ارد بزرگ و نظریه ی

این استاد ستروک پرداخته و مشخصا" نظریه ی ارد بزرگ و وبلاگ آقای شاپورخانزادی

که از آموزه های آرد بزرگ ساخته شده توسط این اطلس شناس و هم نظریه ی

ارد بزرگ در وبلاگ خانم "آزیتا پیرنیا"که دروب مشترک اومده و لینک شده در خصوص

کارشاناسان از هر جنبه ای و نگاهی در تخصص خود به مورد نگاه و آثار خودشون رو

به نشر رسوندن.آقای خانزادی از این آموزه اطلس قاره ی کهن رو کارشناسی کرده

استاد معروفی هم از دید تئوری به سمت عملی شدن و آری یا نه به مخاطب ، خاص

و هم عام"همه" آگاهی داده و بخشهای مهمی رو نوشته.

خانم پیر نیا هم که زحمت تایپ و نوع دیگری از این آموزه رو به چالش کشیده

استاد عزیز امیر همدانی هم با جمع آوری بخشی از سخنان این بزرگ تونسته

یک دایره المعارف پارسی کامل و هم جملات آموزشی به مخاطب بده .

و دکتر سهیل "الفردو" هم از منظر و تخصص خودش به مورد نگاه کرده و نظریه

ارد بزرگ رو با منطق نظریه پردازی جهان در این راستا و عملی بودن اون پرداخته.

امیدوارم هرکدام از کارشناسان که در امر دخیل بودند بتوند با نگاهی باز و بی طرف

هرچند که همه عاشق این بزرگ مرد هستند به عملی بودن اون و یا نبودنش که

البته تا اینجای کار ظاهرا" همه ی کارشناسان بدون شک به نظریه جواب مثبت دادند

و ما هنوز منتظریم مثل مخاطبان عزیز.

در ضمن : دکتر سهیل عزیز اثر نظام تک صدائی رو به پایان رسونده همراه با مهتاب

و با نگاه هنری و تخصصی خودش به سمت نقد فنی دیگر آثار ارد بزرگ رفته .حنما دیدنیه.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 19:53  توسط صبا و گروه دکتر سهیل خلیل پور  | 

درود بر همه.

تحصن خود را در باب سیاستهای فرهنگی کشور و هم اعتراضات مدیریت ۸ لوگ شکستیم تا خبری که

مبنی بر حق بودن تحصن ۸لوگ می باشد را به دوستان بگوئیم.

حرکت کردیم.

پیدا کردیم.

ایستادیم.

فکر کردیم.

دوستی یافتیم که هم نسل ما      چه خوب بود که دوست استاد مان بود.

هم سن و سال مان بود. در همه جا همواره   او بود که حق ایرانیهای مقیم را طلب می کرد.

دعوت شد.   به وطن آمد.

وطنی که ما کم و بیش یا از آن بریدیم و او دوباره  ساخت ما را برای وطن

یا کم و بیش یادمان بود و او اما نه.

آمد و با بزرگواری آشنا شد.

حالا تحملش را نمی دانم چه کسی می تواند بگوید دارم.

دعوت شوی به خاک پدریت و اما با چوب و مامور و تفنگ و گلوله تهدید شوی؟

اول نخبه بخوانندت و بعد نخبه کشی ایرانی را نشانت دهند تا بترسی؟

اما او که ترس را از کودکی از خود دور ساخت. او که با ترس بیگانه بود.

همواره همراهش تا رسیدن به حقیقتی که شک نمی شد کرد.

دست به دست دادیم.

و از میانمان هر کسی کاری که می توانست کرد.

دوست حالا مجروح ما که امید حالش خوب است بهتر بیان کرد .

از این میان دوستهائی با وفا یافتیم که یکی از آنها نامش پاساگارد بود.

پاساگارد بود و شخصی که همه دوستش داشتیم. حتی کسی که به واسطه ی دوست داشتن او صاحب خانه را یافتیم هم ....

در این میان کسانی که دعوت کردند و رفتند به سرائی رسیده بود هموطن که دعوتی دیگر شد.

با شک نه...بی شک...نه..

اما خوب جائی بود.

دوست جدید میزبان ما نامش فریبا ملک بود که دکتر سهیل "آلفردو" را دعوت نمود و سپس ما هم به جمع وارد شدیم.

متفاوت دیدم از نخبه کشان.

و حالا زحمت دوساله ی خانم فریبا ملک یعنی وب هنرمندان ایرانی فیلتر شده است.

چرا؟! چون هنرمند ایرانی اخراج شده توسط نخبه کشامن و هنرمند داخل محکوم به سکوت و هنرمند ....

تبعیض وجود نداشت و رفراندوم مردمی برای انتخاب هنرمند محبوبشان به راه افتاد.

حالا چون داریوش اقبالی » استاد شماعی زاده » ابراهیم حلمدی» فائقه آتشی گوگوش » مسعوود کیمیائی»

به همراه دیگران چون استاد شجریان» افتخاری»  مرتضی ممیز » و و و و و

همه با هم در این رفراندوم نامشان بود.

و خوب دوستداران هنر بر اولین رفراندوم آزاد هنری رای دادند.

۱۰۰ هنرمند انتخاب و از آن میان ۱۰ چهره برتر انتخاب شدند.

حتی  استادی که موجب اتحاد بی تبعیض ما شده بود خود در ۱۰ نفر اول بود بدون اینکه خودش بداند.

چون مردم از روی آثار و خاطرات انتخاب کردند.

و دورهای بعد اساتید فن انتخاب کردند.

و حاصل همه ی اینها شد :۱۰۰ وبلاگ از هنرمندان توسط خانم رضائی .

سوپر استارها توسط خانم فریبا ملک مدیر این اتحاد مشترک شورای نویسندگان اساگارد.

و کامیار مستوفی هم در استرالیل این کار را انجام داد.

حالا خبرگزاری و یادبود و امضاع های مردمی را کاری نداریم.

اما خبر مهم این بود که : زحمت ۲ ساله ی خانم فریبا ملک یعنی سوپر استارهای ایران فیلتر شد.

این یعنی تبعیض  و تبعیض همیشه محکوم است. پس محکوم می کنیم این تبعیض را.

آدرس جدید سوپر استارها :http://stargan-new.blogfa.com

Miss `o Fariba malek Director by:, ofv nd'v vh nv avlshvd 'hid "hdvhkd "

خبر دیگر را که از بی شرمی کسانی که از آبروی دیگران و هنرمندان سودای شهوت و ثروت دارند را در

خصوص اتفاقات اخیر و کار بی شرمانه و بی شرفانه ی تعدادی کثیف و میکروب آلوده در مورد زهرای

عزیز را اینجازهرا جان هنرت پیوسته همراه توست از تو دفاع می کنیم ببینید .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 13:9  توسط صبا و گروه دکتر سهیل خلیل پور  | 

سلام به همه دوستان ۸لوگ .

من که اصلا رویم نمی شود چیزی بنویسم.

از آقای دکتر هم خجالت می کشم.

ایشان بسیار لطف دارند که فقط پیشنهاد استعفا به ما دادند و اخراج نکردند.

نه اینجا ما حقوق برای نوشتن نمی گیریم اما برای حرفهامان احترام قائلیم .

از این روست که دکتر این روزها فشار زیادی را تحمل می کند.

پانی عزیز که مجبور شد برگردد چون اقامتش درایران تمام شد و تمدید هم نشد.

شرمین عزیز مانده و علی میر شمس که فقط علی خوب دارد به کارهای وب خود

می رسد.

شرمین هم با کلاسهای مختلف تنیس و کارگاه آزاد و کمک به دکتر دیگر نمی رسد

که زیاد در اختیار دکتر و گروه باشد.

باورکنید اگردسترسی به بلاگفا میثر بود ما از هر کجا مطالب را می نوشتیم.

اما اصلا نمی شود و گهگاه فقط می توانیم پس از مدتها سعی آنهم با آنتن فقط

از راه مرورگرهای مختلف و ترفندهای دیگری که نمی گویم چون دیگربر ما ثابت شده

که بلاگفا از طرف دیتا فیلتر است واما نمی نویسد این ترفند را نمی گوئیم.

ما از آقای شیرازی می خواهیم آنچه که ما کشف کرده ایم را شفاف بیان کنند.

اگر تا آخر این هفته آقای شیرازی این کار را نکردند ما به هر ترتیبی که هست در

۵۰  الی ۱۰۰ وبلاگ در بلاگفا از طریق کمک دوستان و ۴۰۰ وبلاگ دیگر و هم در

محیطهای دیگر هم این مورد را گزارش می کنیم.

آقای شیرازی با نگفتن و شفاف سازی نکردن مطمئن باشید کمکی به بلاگفا

نمی شود و وعده ها همه پوچ است.

اما اسپانسرها را می خواهید چه کنید؟ و اینکه سایتهای دشمن با بهترین و

بیشترین وبلاگهای بلاگفا که شما با آنها در این مورد جلسه کردید.

به هر حال خبرگزاری هائی هستند که به سایت پارسیک و هم پارسیان خوراک

می دهند و شما را هم به بازی گرفتند.

اما روش شما بسیار ناصحیح و حتی ناثواب است.

اگر مشکل همان است که ما یافته ایم حل کردنش هم با خود بچه های نویسنده

ادبی هنری بلاگفا که حرفی برای گفتن دارند.

اما واحد گزارش خلاف و این موارد و سرک کشیدن به حریم خصوصی وبها می تواند

یک شبه بلاگفا را به محیطی خالی تبدیل کند.

حالا این شما و این هم دوستانی که منتظر هستند جواب درستی بگیرند.

ما هم تا آخر هفته صبر می کنیم و بعد با کمک همان تکنولوژی که کشف مطلب

کردیم همه ی موارد را به ۵ خبرگزاری بزرگی که اعلام همکاری کردند گزارش

می دهیم. و آنگاه شما به جای اینکه از خود دوستان بلاگفا کمک بگیرید از ....

خدا نگهدار آقای شیرازی و هم دوستان خوب و بسیار مظلوم .

دوستان ما با شما هستیم و سر قول خود هم می مانیم.اما فعلا مدیریت ۸ اقای

دکتر سهیل خلیل پور به ما اجازه نمی دهند تا خبر رسانی کنیم.

ایشان البته دلیل قانع کننده دارند و ما هم بیشتر از چشم خود به دکتر اعتمادداریم.

+ نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1385ساعت 17:14  توسط صبا و گروه دکتر سهیل خلیل پور  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 12:44  توسط صبا و گروه دکتر سهیل خلیل پور  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 12:33  توسط صبا و گروه دکتر سهیل خلیل پور  | 

morteza_resize.jpg

سخنی از دکتر خلیل پور : "آستاد روحت شاد.استاد به نام مقدس هنر قسم که ما درسمان را خوب یاد گرفته ایم. ما از شاگردان مکتب بی کلام با عمل ارد بزرگ یاد گرفته ایم جایگاه هنرمند را تا آن درجه رفیع که حقش می باشد برسانیم.

استاد به نام مقدس هنر قسم که ما هیچ سخنی از استاد ارد نشنیدیم اما درسها یاد گرفته ایم که خود هم نمی دانیم اینها را چگونه از ایشان آموختیم.

استاد به نام مقدس هنر قسم که هیچگاه هیچ دستی برای کمک آنگاه که خواستند ترور شخصیتی اش کنند و انگاه که خواستند بلوای آذر را به پا کنند تا از روی قومی بودن ایشان سخنی مبنی بر محکوم کردن کسی بکند تا بگویند ...هیچ نگفت و این ما بودیم که به رفع احتیاجاتمان خواهش کردیم در کنارشان باشیم.

و به نام مقدس هنر قسم که حتی یک بار هم از کسی نخواست کاری بکند.حرفی بزند و دفاع کند از او و ما که چند روزی به میدان آموختن آمدیم تا بخواهیم حرفی بزنیم و دفاعی بکنیم  شاهد امضای بیش از دویست و شصت وبلاگ نویس فعال با شعارهائی که تا به امروز برای هیچ هنرمندی داده نشده بود مواجه شدیم.

ما به روحت قسم می خوریم که اگر امروز پایگاه هنری داریم که بزرگ مردانی چو شما مرتضی ممیز چو کمال الملک چو چو چو  را در آن اذین می کنیم و به خود می بالیم شاید بعضی از ما تا کنون نام شما را از جهاتی نشنیده بودیم و از ایشان است که امروز ما ۱۰۰ هنرمند برتر قرن را می شناسیم.

در این ره دوستان بزرگی مرجع ما بودند و هستند.اما ما هنوز از استادمان حرفی و کلامی نشنیدیم.

آیا کسی چنین دفاعی از یک هنرمند را آنهم بدون هیچ رسانه ای به خاطر دارد؟

جوانانی امروز تمنای نوشتن مطلب برای ارد بزرگ می کنند که شاید از ۲۳ سال عمری که از دارند تنها ۱ سالش را در ایران بودند.

استاد به روحت قسم که من خود غفط نام ایشان را که در جهانی لرزه انداخته بود شنیده بودم.

نه ایشان را دیده بودم و نه با ایشان هم کلام بودم که چنین افتخاری هنوزهم نصیب نشده است.اما همه ی درسهائی را که ایشان شاید به شاگردان دانشگاهی خود مثل خانم دکتر مهرانفر داده اند را یاد گرفتم. نه من بلکه جمعیتی یاد گرفتند.

ما قسم خوردیم.به درد دل به تا زنده ام برایت خواهم سوخت به خلیج فارس به میان رود به ایران همیشه ایران قسم خوردیم و حلقه ی اتحادمان را چنان بستیم که هیچ بیگانه ای توان نگاه کج به یک مشت خاک این نام بزرگ"ایران" نداشته باشد.

و حالا کسانی ما را بت پرست و ارد پرست می خوانند.

ما بت پرست نیستیم. اما ارد را می پرستیم نه در مقامی الهی که ما همه مسلمان هستیم و خدای یکتا را می پرستیم و بر همه ی عقیده های سالم اسلامی تا سر حد جانمان ایستادگی می کنیم اما ارد را به عنوان سمبل عدل و هنرمند عادل در جهان زمینی خود می پرستیم و باک نداریم اگر این پرستش را به ما غالب بت پرستی زنند.

ما همگی به ناگاه به دور شمعی جمع شدیم.یکی از فرانسه بیکی در استرالیا یکی در نروژ یکی در همان خطه جنوب از هر قاره ای با هر فاصله ی جغرافی همه به ناگاه خود را در آغوش مردی دیدیم که مرد نامیدن برازنده ی متانت و وجود و شهود و جرئت مردانه ی اوست.

ما همه خود را هنرمند و تحصیل کرده ی هنر می دانستیم تا روزی که روزگار ما را به دور این یگانه مرد دوران جمع کرد.آنگاه بود که فهمیدیم هنرمند که نیستیم هیچ تازه بعضی از کارهایمان ضد هنر است.

و این جرئات را یافتیم که بلند شویم و دست بالا بریم و بگوییم که اری اینگونه است.

یاد گرفتیم دروغ نگوئیم.یاد گرفتیم متین باشیم و در هنگامه ی خروش چو طوفانی سهمگین بر سر هر دشمنی که نگاه چپ به وطن و مردم وطن بیاندازد.

ما یاد گرفتیم که حلقه ی اتحادمان را  با هیچ مورد دنیائی که شاید بزرگان دیگری رویای ان را دارند و حق دارند که داشته باشند را به هیچ انگاریم و این حلقه همیشه تا همیشه پایدار باشد.

استاد بزرگ مرحوم ممیز پدر هنر گرافیک ایران ما هیچ هنرمندی را که جسمش با خاک یکی شده را مرده نمی انگاریم و به واسطه ی روح بلند شما و باور بر زنده بودن هنرمند چه خوب و چه بد با آثارش همه ی هنرمندان را زنده می انگاریم و کار از می انگاریم گذشته و ما آنها را زنده می دانیم و زنده می بینیم.

پس شما را هم که در کنار ما امروز حضور دارید و این هفته را به نام مبارک شما اذین بستیم  از انجائی که ما را می نگرید شاهد باشید بر اعمال ما و گفتار ما که جز حقیقت و باور این ارزشهای معنوی به هیچ دل نبسته ایم و یاد گرفته ایم شهرت را از خود دور کنیم که شهرت مردان بر خاموش بودن آنها و عمل کردنشان است.

بغض داشتیم با اثری از ارد بزرگ آن را شکستیم و بی خجالت اشک ریختیم و مگر نه آن که اشک بخار دل است و زلال.

درد داشتیم و دلتنگ بودیم و تنها اگر.با اثر درد دل درد را گفتیم و درد دل کردیم.

در هیچ جای دنیا جز شومن ها و آنانی که موج اعتراض انها مثل گروه معترض پینک فلوید با سمبلشان فلوید کانسل و پینک اندرسون مظهر موسیقی اعتراض غرب و مظهر قدرت اعتراض غرب "دیوار" که دیوار برلین را فرو ر یخت با هفت غول رسانه ی دنیا از انیمیشن تا ۵۰ کامیون وسایل نورپردازی و سینما سقف و  دستگاههای ماورائی صدا و رسانه های تصویری و جراید و تبلیغات عظیم خلقی را جمع می کنند و در خلسه ی جو و هیپنوتیزم محل با آنهمه فشار بر مغز اعتراض را بر مخاطب غالب می کنند ندیدیم کسی را که بدون هیچ کدام از این تجهیزات و آدمهای خبره در کار با قلم و مداد و کاغذ بدون کلام رساترین اعتراض را فریاد می کشد.

در اخر ای استاد بزرگ ما همه قسم خورده ایم که چشمانمان همیشه باز باشد و دلهایمان آکنده از عدل الهی و اغوشمان همیشه باز برای هر سلامی و ننگین پرستان را افشا کنیم و نگاه جوانانمان را به سمتی بکشانیم که کسی هویت آنها را به سخره نگیرد و آنها را اقوام وحشی نخواند و باز هم آن کسی را که به آنها چنین توهینی می کند را بپرستند.

ما از فردوسی و خاقانی و بی دل و رهی معیری ونیما و کمال الملک و اخوان و ممیز و شرکا دفاع خواهیم کرد.

ما همه این درسها را از استادی یاد گرفتیم که هیچکدام از این موارد را به ما نگفت.ما هیچ پایان نامه و تزی را ننوشتیم. ما هیچ جزوه ای نداشتیم. ما حتی کلامی نشنیدیم و به جای ۱۹ سال درس خواندن که خواندیم.اغلب ما نویسندگان ارد و ۸لوگ همین مقدار و بیشتر درس خواندیم اما از پس همه ی اینها فقط سریعتر درک کردن درسهای هنری و اخلاقی و پایه ای برای عدالت محوری هنر و خردورزی =احساس هنری و غلبه نکردن این یکی به نفع آن یکی و دخیل شدن عقل و منطق با هنر و نشان دادن قدرت جادوئی هنر را از بهد درک سریعتر نصیبمان شد.

و اما ما همه محکم و استوار بر بحثهای روشنفکری روز می توانیم هر که را که ما را به القابی می خوانند و می نامند و ما بر حساب ندانستن ایشان می گذاریم و آن را هم بر حساب سو استفاده هنرمند نمایان سگ صفتی که ملت و مملکت خویش را به هیچ فروخته اند و مکتبی نظری از دانشمندی را به نفع خود ضبط کردند و بسیاری از همین جوانان که حالا منظورم بیشتر به ایشان است منحرف شده و معتقدند هنرمند می تواند در باور شخصی خویش لائیک باشد و یا حتی (هموسکسو..) و یا می تواند شب و روز در پارک دانشجو قدم بزند ولی آثارش را یسنجند نه خود او را.

من هم بر این باور بودم و حالا نیستم.چرا که خلق اثر الهام است و از یک احساس بر می آید که آن حس و تفکر اگر ناسالم باشد اثر با وجود مهارت هنرمند در خلق در پشت خود گمراهی را نشانه می دهد به مخاطب و ما با این روش مبارزه خواهیم کرد و همه ی اینها همان کاغذ و قلم و اثری است که از ریاضت ارد بزرگ برآمده و خاموش بر دلها می نشیند.

ما اجازه نمی دهیم هیچ کس با هر نامی و با هر مکتبی بزرگان اصیل و هویت ملی و مردم ما را به سخره بگیرد.

ما همه شاگردان ارد بزرگیم ای استاد بزرگ.

امشب و این هفته حرفهایمان را با شما خواهیم زد.

و قول می دهیم جایگاه همه ی هنرمندان راستین را که تا به حال در جای اصای خویش نبوده به سر انجام برسانیم.

این هفته با نام شما با ما باشید ای استاد

پایگاه هنری ۸لوگ من دیگه بچه نمی شم/نویسنده :دکتر سهیل خلیل پور(مدیریت)

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 21:4  توسط صبا و گروه دکتر سهیل خلیل پور  | 

تمام شد و آغاز.

که هر تمام شروع آغازی است و هر آغاز شروع پایان.پس هیچ پایانی وجود ندارد.حتی .....

چه خوب بود. دغ دغه ها. چه خوب بود فریادهای وایی از پشت گوشی تلفن که چرا مطلب نرسید.

چه خوب بود همدلی و دوستی با شما چه خوب بود آشنائی. چه خوب بود اولین هفته ی رسمی ما.

و چه خوب بود از "استاد ارد شرکا " نوشتن و آموختن. و حالا که فکر می کنم می بینم باید بگویم.

چه خوب که از این به بعد همیشه این خوبها ادامه دارد و چه خوب است این همیشه.

دوستانی یافتیم چو مروارید از دل صدف. و فردا را با "استاد بزرگ مرحوم ممیز" سلام می دهیم . و هر هفته که با نام یک هنرمند سلام می کنیم به همدلان "ارد بزرگ"باماست

و تشکر از سایتهای ارد بزرگ و مدیریت "خانم فریبا ملک" و " استاد کامیارمستوفی " و هم

خانم "پروانه رضائی " که مرجع انتخاب ما ۱۰۰ وبلاگ ارزنده ی ایشان است.

همه ی نویسندگان سایت "ارد بزرگ" خبرگزاری و هواداران و نظرسنجی "پاساگارد " با مهربانان "مهرداد ابو علی" و خبرنگار حرفه ای مقیم دیترویت خانم"مهری بلوری" و دوستان دیگری که از بزرگواریشان نمی شود نام بزرگشان را در وبلاگ کوچک من آورد چو "استاد جعفر معروفی " و "درنا لرستانی" و "ئکتر مهرانفر" و "دکتر میکائیل خسروی " و " استاد بهروز"که از اغاز همراه و هم دل بودند.

خدا نکند نامی از قلم افتاده باشد چرا که من از روی لیست سایت اصلی تایپ می کنم و با بسیاری از بزرگان هنوز افتخار آشنائی نزدیک ندارم."سمیرا " که نزدیک بود از قلم بیافتد که چه شرمنده می شدم. و گدکتر سهیل خلیل پور" که همه را نام بردم اما دوست و مدیر خود را باز هم نزدیک بود فراموش کنم.

فردا با مرتضی ممیز پدر گرافیک ایران.

و خبری که در وبلاگ خانه ی ۸لوگ "اینجا ایران است "از دکتر خلیل پور آن را بخوانید.

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 18:39  توسط صبا و گروه دکتر سهیل خلیل پور  | 

افسانه عشق و جنون ٫ رفته ز خاطر تاکنون
آن تک سوار قصه ها ٫ با اسب خود شد واژگون

بس عهدها بشکسته شد ٫ ديگر خدا هم خسته شد
در کارزار زندگی ٫ بازوی مردان بسته شد
خون بر دل دلداگان ، خونین جگر آزادگان
قومی به غربت میکشد , تصویرآذربادگان


ای چرخ افسونت چه شد؟
الوند و سيحونت چه شد؟
بر تنب كوچك تا ارس٫
کاوه فريدونت چه شد؟

صفرا طلايه دار كو؟
آن نقطه پرگار كو؟
در شهر آزادي ،دري،
بر قامت ديوار كو؟

شهنامه خاني دير شد ٫ سيمرغ در زنجير شد
آرش، كماندار زمان ٫ آماج زخم تير شد

فريادها بر باد شد ٫ فرياد زير آب شد
ارابه‌ء سردار عشق ٫ افسانه اي در خواب شد
 شعر شمیم را گذاشتیم تا با هم بخوانیم مهم عشق جوانان ایرانی است که درو از وطن به وطن دارند
چشم را بستن و همه معترضین آذربایجانی را پان‌ترکیست و تجزیه‌طلب خواندن، عملی است دور از منطق و شان نوشتار . بی‌تردید اندیشه‌ای به نام پان‌ترکیسم، درست مثل پان‌فارسیسم، وجود خارجی دارد و در ایران نیز معتقدین به آن در پی فروپاشی کشورند.جای بحثی هم نیست که برخی قصد جهت دادن به اعتراض‌های آذربایجان را دارند. اما بستن چشم و همه را به یک صفت راندن هیچ نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت جز تیز کردن آتش کینه و دشمنی و نفاق
 
شاید از طولانی‌تر شدن اعتراض‌ها تعجب بکنیم و آن کاریکاتور را دارای چنین پتانسیلی ندانیم. بله، اما ناقص و لنگ بودن، مهم‌ترین ویژگی این نگاه است. واقعیت این است که ناراحتی از سال‌ها جوک شنیدن و تحقیر شدن، امروز سربرافراشته است.به عمق باید نگاه کرد. من نه تنها منکر وجود دست‌های پشت پرده نیستم، بلکه برخی مسایل را دارای منشا خارجی می‌دانم. ایجاد ناآرامی در ایران در حال حاضر یک جنگ روانی است که بیگانگان تجزیه طلب فرصت طلب  برای مقابله با ج.اسلامی اتمی. کسانی هم قصد تجزیه دارند. اما آیا همه معترضین چنین هستند؟
 
من از هر شورش خیابانی‌ بیزارم. وقایع روزهای اخیر را هم غائله می‌دانم. اما می‌خواهم بگویم همه آنهایی که حتی یکبار جوک در مورد ترک‌ها تعریف کرده‌اند، مقصرند.نمی‌شود سرکوفت زد و تحقیر کرد و در صورت اعتراض هموطن آذری را تجزیه‌طلب خواند.
 
ناسیونالیست‌ها آدم‌های کوتاه بین بی‌منطقی هستند که جز دگم‌های ذهنی خود به چیز دیگری گوش نمی‌دهند. ناسیونالیست‌های ترک و فارس آتش بیار معرکه‌اند و سرانجام ایران را در آتش تمامیت خواهی و تفکرات نژادپرستانه شان خواهند سوزاند.
 
در فضای احساسی‌ای که جهل بر آن حکومت می‌کند نمی‌توان مردم را نسبت به توطئه تجزیه طلب‌ها آگاه کرد. مشکل همه ما کمبود آگاهی است. خواست آذربایجان خواسته‌هایی اقتصادی و فرهنگی است نه نزدیکی زبانی با کشورهای خارجی، نه رفتن زیر علم بیگانه
 
زنده باد ایران ، یاشاسن آذربایجان
 
تقدیم به تمامی هم میهنان آذری  دکتر سهیل خلیل پور
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 15:26  توسط صبا و گروه دکتر سهیل خلیل پور  | 

سلام به همه ی دوستان.

ما امروز تو ۸لوگ جشن داشتیم. البته این جشن مال همه ی هنر دوستان بود.

هفته ی "ارد شرکا" این نام اولین هفته ی رسمی ۸لوگ بود که از امروز شنبه شروع شد.

و همانطور که قبلا هم در خبرگزاری ارد بزرگ منتشر شد و هم در وبلاگهای ۸لوگ امد این هفته بنا بر رفراندوم کوچک اعضا ۸لوگ و وبگروه اینجا ایران است به نام ارد بزرگ به عنوان سمبل هنر و عدل هنری ۸ لوگ نامیده شد تا در هفته ی بعد طبق معرفی ۱۰۰ وبلاگ خانم رضائی عمل کرده و استاد مرحوم ممیز را معرفی و ..

که ایشون احتیاج به معرفی ندارند.

به هر حال این هفته با ما باشید تا خبرها و جریانات  خبرگزاری ارد بزررگ را شلهد باشید.

 هر روز در هر وبلاگ ۸لوگ یک پست مربوط به هنرمند هفته.

 و این هفته را به استاد ارد شرکا و هواداران و دوستانش تبریک می گوئیم.

 مدیریت و من صبا

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 18:56  توسط صبا و گروه دکتر سهیل خلیل پور  | 

درود بر همه ی مخاطبان وبلاگ اینجا ایران است و وبلاگهای تحت مدیریت این وب.که همه یک خانواده اند

دوستان و عزیزان.در خبر پست اخر در این وبلاگ و وبلاگهای تابع چون mansaba.blogfa و وبلاگunjustice-in-city.blogfa  و وبلاگ sedaye-paye-nasim.blogfa  و وبلاگهایی که در این هفته اعلام خواهند شد. یعنی وبلاگهای موسوم به 8log نوشته شد هر هفته را به نام یک هنرمند نامگذاری می کنیم و موارد دیگری که در این دو پست در همین بلاگ و باقی بلاگهای این پایگاه هنری می توانید آنها را بخوانید.

ما تصمیم داشتیم روی انتخاب عزیزان از روی ده هنرمند برتری که در۱۰۰وبلاگ بزرگترین وبلاگ ایرانی به مساعدت و کوشش خانم رضائی  بنا شده است هفته ها را نامگذاری کنیم و اینکه در مورد سوال هفته و جوابهای درست به چند تن از عزیزان هدیه ای کوچک اما از سر مهرورزی و عشق به چند تن از دوستان پاسخ درست داده که در قرعه کشی نامشان بیافتد اهدا کنیم.همانطور که گفتم این موارد هیچکدام ربطی به سایتهای اصلی ارد بزرگ ندارند.و چنانچه مدیریت و همه ی عزیزان نویسنده ی اینجا ایران است و وبلاگهای تحت مدیریت همگی با مطالعه و تشریح و توضیحات آزاد بر انتخاب بودند و همه مثل نویسندگان سایتهای اصلی ارد بزرگ ایشان را به عنوان سمبل هنر و عدل هنری و هنرخوب دبدن برای خوب نگاشتن سرودن آفریدن اثر خوب انتخاب کردند.یعنی مدیریت هیچگونه اجباری در مرد انتخاب هنرمند سمبل ما  بر عزیزان وارد نکردند. و همه ی نویسندگان و دوستان ما خود ارد بزرگ را انتخاب کردند.اما چنانکه مثل من تازه از موارد فرهنگی ایران با خبر شدند و من به همان خاطر که خود اشتباه کردم در نشناختن فضا و هنرمندان و خصلت و شخصیتشان که به شکر هنرمندان ایرانی همه خوب هستند با راهنمائی و نشان دادن ۱۰۰ وبلاگ خانم رضائی که در هر موردی مرجع مناسبی برای هنرمندان و هنرجویان چو سایت خبرگزاری که چنین است  دوستان را در انتخاب راهنمائی کردم و این همفکری و راهنمائی که من خود آن را از خانم ملک دارم و تشریح عدل ارد بزرگ و موارد اخیر همه ارد بزرگ را هم به عنوان سمبل انتخاب کردند و هم در یک رفراندوم کوچک بین اعضای اینجا ایران است و وبهای تابع به جای استاد ممیز ارد بزرگ را که ۸ اضافه بر هفت هنر و  دلیلش " ارد بزرگ = هنر " می باشد و بنا بر سمبل عدل هنری پایگاه ما ارد بزرگ را انتخاب اول برای هفته ی اول نمودیم و بعد به ترتیب همان لیست وبلاگ بزرگ خانم رضائی هفته ها را نامگذاری می کنیم. و تا آخر که ۱۰۰ است ا۰۰ هفته و هر هفته یک هنرمند و هر هفته نوشته هائی در هر یک از وبهای اینجا ایران است  در مورد هنرمند هفته و هر هفته سوالی و هدایائی به رسم یاد بود .

اما ما هنوز با خانم ملک مشورت نکردیم و اگر ضعفی بود همه بر ماست و بر ما ببخشید.اعلام این مطالب و تاکیید بر آن و تکرار مکررات بر این است که خدای ناکرده خود استاد ارد که نمی دانیم موافق هستند یا نه و یا در آمدن حرفهایی بر حسب اینکه شاید مدیریت اینجا ایران است برای کسی که سمبلش می باشد در هنر بخواهد بنویسد در سایت اصلی شائبه ای به وجود نیاید که مورد تبلیغات است و چنین و چنان .....

اما در نوشتار خبر آمده از هفته ی آتی و هفته ی آتی این هفته می شود چنانکه خبر جمعه اعلام شد.

چنانکه دوستان هفته را از یکشنبه دانستند و شکایتی بر آنان نیست و اینجا ایرا است باید می دانست و توضیح می داد.

پس هفته اتی یعنی شنبه ای که در پیش داریم بعد از این جمعه .از این هفته وبلاگها هم اعلام خواهد شد و نشانه درج خواهد شد و همانطور که گفتیم بهترین راه برای کسب اخبار بلاگفا در مورد ارد بزرگ خبر گزاری ارد بزرگ می باشد .

نوشته های وبلاگهای تحت مدیریت دکتر خلیل پوور هم اگر مطالبی در مورد ارد بزرگ نوشته اند در وبهاشان بخوانید شاید فقط سر فصل نوشته ها در اینجا یا در صورت موافقت مدیریت خبرگزاری ارد بزرگ در آنجا نوشته شود(فقط سر فصل محض اطلاع ) و اگر دکتر خلیل پور م در سایت ارد بزرگ سمبل ۸لاگ بنویسند  دلیلی بر موافقت و خط دادن هیچکس بر موارد و مسائل اخیر نیست جز عشق ایشان و همه ی نویسندگان و وبلاگهای تحت مدیریت ایشان که بنا بر همان اشتباه دکتر و تاثیر عذر خواهی ایشان بدانگونه بر هنر جویانشان و هم دوستان هم مقطع ایشان که الان همه در وبلاگهای تابع می نویسند  و اینکه همه از عذر خواهی بدان گئنه تحت تاثیر قرار گرفتند و پس از سوال از دکتر و جواب و تشریح مورد از دکتر برایشان موجب تحقیقز و دیدن آثار ارد بزرگ در اساتیدی که حالا می نویسند در همین وبلاگها موجب شد تا آنها نیز آزادانه ارد بزرگ را به عنوان سمبل عدل هنری و هنرمند واقعی تشخیص داده و انتخاب کنند و در هر جای دنیا که به کار مقدس آموزش هنرجویان مشغول می شوند ارد بزرگ را نامی جهانی بر عدل هنری  معرفی کنند و روزی رسد که همه ی دنیا هنرمند عادل و فکور را به اسم و نام ایشان بشناسند و به نام هنر را به نام ارد فرقی قائل نشوند که دورنمای آن هم اکنون مشخص است.

با تشکر از همه ی دوستان.پایگاه هنری اینجا ایران است8log که امکان دارد نامش عوض شود در هر رشته ی هنری اصلاعات جامعی با کمک اساتید ایران زمین  به شما هنرمندان و هنرجویان عزیز خواهند داد.       دکتر سهیل خلیل پور مدیریت وبلاگهای اینجا اران است و تابع

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 14:32  توسط صبا و گروه دکتر سهیل خلیل پور  | 

معرفی وبلاگهای تحت مدیریت اینجا ایران است.همانطور که گفته شد با نام نویسنده و وبگروه تحت مدیریت دکتر خلیل پور مشخص می گردد.موارد گفته شده یعنی وبلاگهای اضافه شده و وبلاگ فرانسه و اتالی زبان را در روزهای اتی پس از اماده شدن از اینجا و وبلاگها و بهترین راه خبر گزاری ارد بزرگ اعلام خواهیم کرد. این موارد مربوط به وبگروه اینجا ایران است می باشد و ما هنوز با ایشان خانم ملک مشورتی در این زمینه ها نکردیم پس چنانچه ضعفی بوده از جانب مدیریت اینجا ایران است می باشد.

1_http://inja-iran-ast.blogfa.comخانه و مدیریت وبگروه وبهای تحت مدیریت دکتر خلیل پور. اینجا ایران است با محوریت اصلی هنر که این مدت کاملا از آن دور شده بود حکم یک پایگاه هنری برای رشته های مختلف هنری به صورت تخصصی است که 8log  نام دارد و شاید نام آن عوض شود توضیحات را که خواندید.فعلا در این پایگاه هنری که اول ۷ بود و ۷ هنر کلی به سمبل هنر پایگاه هنری ما آراسته شد به ۸ لاگ که ارد بزرگ به نشانه ی سمبل عدل انصاف و هنر و خوب دیدن و خوب آموختن و به حاشیه توجه نکردن  برای گروه ماست.با این وجود دکتر خلیل پور اعلام کرد:هنوز من در این مورد با هیچ یک از اعضای وب سلیت اصلی ارد بزرگ  مشورت نکردم و این مورد به گروه من ربط دارد و اگر ضعفی و حرفی بود به وبهای تحت مدیریت من و حتی آنها هم نه و شخص من بر می گردد.در اینجا ایران است موارد مختلفی ارزیابی می شود.

2_ http://mansaba.blogfa.com  با عنوان کوچه شلوغ است که قطعه شعری است از دکتر خلیل پور که باقی ان هم در زیرش نوشته شده است.این بلاگ با نویسندگی صبا سال آخر پی اچ هنرهای درام در گرایش  ادبیات نمایشی و شعر ایران و جهان و با کمک دکتر خلیل پور که در همین گرایش استادیار یکی از مهمترین دروس تخصصی کالج پادووا بودند و با شناخت دکتر از صبا در ۸ سالی که ایشان را از دوستان خود معرفی کردند می نویسند.

3_http://sedaye-paye-nasim.blogfa.com  که با عنوان صدای پای نسیم با نویسندگی علی میر شمس که تحصیلات ایشان در ایران بوده است .در زمینه ی ترانه بیشتر تجربی کار کرده و با توجه به رشته ی ادبیات و تاثیرش در ترانه سرائی نو و نئو کلاسیک و هم غزل و شعر با کمک دکتر خلیل پور که با ایشان از سالهای دور در اینترنت و ترانه سرائی برای موسیقی آشنا شدند و شب شعر و موسیقی را در فضای چت جایگزین چتهای وقت هدر کن کردند که بسیار هم استقبال می شد.در فضای آنلاین چت که آنروزها راحتر به نظر می رسید.نواختن ساز کلاسیک و هم سازهائی همچو کلارینت که قابلیت موسیقی لاسیک ایران را دارد از فرانسه و یا ایتالی با ایران و سازهای ایرانی.تخلص میر شمس شیدا می باشد.

4_ http://unjustice-in-city.blogfa.com  با نویسندگی مهتاب از دوستان و همدوره ی صیا و نسیم" البته با نسیم صدای پای نسیم شیدا نویسنده میر شمس اشتباه نشود این نسیم که قرار است بکب از یاران باشد نسیم که توضیح می دهم" در کالج پادووا و استادیاری دکتر و هم دوستی و همراه بودن ایشان با دکتر و همینطور پانته آ که از روزهای آغازین و بسیار دورتر از این حرفها یار و یاور و همراه دکتر بوده اند و هستند و در اولین روزها همراه دکتر تا کنون بوده اند و حالا هم ایشان معاونت دکتر را در نبود دارند و وبلاگشان تعریف می شود..مهتاب در زمینه ی سینما و نقد سینما و همینطور نقد ادبی فعال است.ایشان هم تا مقطع دکتری درس خواندند و ...گرایش نمایش.در چند اجرای اپرا با دکتر هم آوا بودند و هم سوپرانو می خوانند و هم ساز سوپرانو را که بعضی از هنر دوستان آشنا به سازهای بادی به خانواده ی ساکسیفون نسبت می دهند و چون آدولف ساکس آلمانی (سازنده ی ساکسیفون از روی ساز بادی قره نی ترک یا سرنای ایران و یا کرد )آن را به تنور و التو در اورد آن را سوپرانو ساکس می نامند که مهتاب با مقاله ای تحقیقی در فرانسه آن را رد کرد  و سوپرانو را از قره نی ترک جدا و به سرنا نسبت داد به علت توضیحات علمی و کارشناسی او دکتری افتخاری انجمن موسیقیدانان فرانسه پاریس به او اهدا شد و ایشان با این موجود ۲ دکتری دارندو

5_ پانته آ. که هنوز بخش ایشان چون کمی کار دارد و با یک وبلاگ دیگر که خود دکتر آن را می نویسد آدرسش را اعلام می کنیم. این دو وبلاگ با نویسندگی پانته آ از اولین دوستان پایگاه دکتر خلیل پور با ارد بزرگ و مواردی که...ایشان بسیار متین و دوست داشتنی هستند(من از اینکه نمتن این تایپ کنم از روی بوردلاپ خجالت می کشم مرا معذرت می خواهم.) و هنوز هم تا آخر با دکتر خواهند ماند و من شرمین کوچولو ترین دختر پایگاه هستم ۱۵ ساله و نقاش.پدرم رو می شناسید و نام فامیلیم رو با اجازه نمی گم. و از کودکی نزد پدرنقاشی و صراحی کار کردم و هنوز هیچ اثرطرح و یا سیاه و مداد و گواش و روغن و  در وبلاگ نیووردم.اما اینبار آثارم رو می آرم.و هنوز هیچ اثری رو به خواست پدر با رایانه خلق نکردم.

و ۳ وبلاگ دیگر که توضیح داده شد.

در حال حاضر وبلاگهایی که آدرسشان اعلام شده فعال هستند.این هفته هم وبلاگ فرانسه باز می شود که متعلق به خانم ملک است و اگر اجازه دادند از آن در پایگاه خود استفاده کنیم.

همینطور وبلاگ اتالی هم متعاق به خانم ملک می باشد که از هفته آتی راه می افتد و آگر مدیر این دو وبلاگ فرانسه و ایتالی زبان خانم  ملک اجازه دهند ما از این وبلاگها در پایگاه استفاده می کنیم.

یک وبلاگ تخصصی کاریکاتور هم در هفته ی بعد به ما ملحق می شود که به صورت آزاد کار می ند اما اثاری که از آنها در وب کارتون ما نشان داده می شود با تائید مدیریت دکتر خلیل پور است که اولین کاریکاتور را از  استاد ارد شرکا در این وب کارتون می گذارند و دوستان کارتونیست ما فرانسوی هستند و با متون و نامه ها و همه ی مواردی که اینجا داشتیم اشنا هستند چند اثر استاد را دیده اند و همچنین مات مانده اند و هم چندیدن عکس از استاد را نشانشان دادیم برای کشیدن این کاریکاتور اثر کارتونیستهای فرانسوی.

هفته ی آتی با نام استاد بزرگ ارد شرکا آغز می شود و این هفته را به نام ایشان نامگذاری کرده ایم.ما برای پایگاه هنری وبهای تحت مدیریت دکتر خلیل پور ۸ لاگ این هفته ها را نامگذاری می کنیم.این ربطی به تقویم ملی ندارد.تقویم پایگاه هنری ما به گونه ی دیگریست و هفته ی بعد از آن به نام استاد ممیز نامگذاری شده است. مطالب این هفته هر وبلاگ گروه پستی در مورد استاد از مقاله تحلیل عدل آثار شخصیت وو می پردازد.

هنوز هم آن مطالب خیلی مهم رذا در موردی که با جواب به چند سوال سرورم مهری بلوری خواستم بدهم انجام نشد و من همچنان منتظرم. کاش بشود تا فردا....

من دکتر خلیل پور به همراه : پانی - صبا - مهتاب علی (شیدا) - شرمین - استاد دکتر صدر و اعضای کارتونیست فراس در خدمت هنر و هنرمند راستین.

I love you orod        I Love You Orod    I  Love You Orod

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 21:35  توسط صبا و گروه دکتر سهیل خلیل پور  | 

سلام به دوستان به یاران به هموطنان.

اغلب آنهائی که تا مقاطعی از تحصیل از ابتدائی تا دانشگاه در ایران بوده اند و بعد بورسیه ای یا ...برای ادامه ی تحیل به کشورهای با فرهنگ دیگر می روند که تمدن فرهنگی شان نصف تمدن شرق نیست وقتی در "به قول  دوستان ایرانی هموطن خصوصا قدیمی ترها" فرنگ هستند و مشغول تحصیل و بالا بردن سطح معلومات علمی و هنریشان هستند حتی در معروفترین دانشگاههای دنیا همیشه فکر می کنند حتما وقتی یرگشتند باید برایشان همه ی ملت هورا بکشند و به آنها که می رسند بر خوردشان جور دیگری باشد.

این فکر در مورد آنهائی که حتی به غلط به جای تحصیل در کازینوها و...وقت می گذرانند تا ماه بعدی که پول پاپا از ریال به دلار و یورو مارک تبدیل شود هم صدق می کند و حتی بیشتر هم می باشد.

اما وقتی به وطن باز می گردند تازه می فهمند که چه خبر است و ...

انگار نه که جان من شما تا ۶۷ سال پیش در همین دتنشگاه تهران درس می خواندید.یا حتی در دانشگاههای دیگر مثل ازاد و غیر انتفاعی و این جدیدترها فقط مانی بده آقای مهندس و خانم دکتر گفتن به شما تضمین داده می شود که البته حتما باید گارانتی هم بدهند.با گارانتی گران تر است.

اما وقتی بعد از اتمام بر می گردند چنان حالی از آنها گرفته می شود که...

خوب تفکرشان درست نیست.حتی آنها که واقعا دارای معلومات هستند نیز همین است.وقتی خوب با چم خم کار آشنا می شوند می بینند که خیلی ها در همین ایران با وجود امکانات کم باز هم در صدر جدول هستند.آنها کسانی هستند که دانش را با تعصب و سیاست و غیره قاطی نکردند و راه را درست رفته اند.البته در بسیاری از موارد آنهائی که در یک دانشگاه کوچک محلی اما اسم و رسم دار و دارای امکانات "امکانات در دانشگاههای اینجا زیاد است خاه دانشگاه بزرگ مثل اکسفورد باشد خواه در حومه ی شهری بزرگ"  هم درس می خوانند بسیار معلوماتشان بالاست.

بعضی از دوستان هم که بسیار پیش از رسیدن به این مقاطع از سالهای دور هم در این کشورها بوده اند اگر واقعا درس خوان علاقه مند باشند و حسابی بار علمی خود را ببندند و برگردند  هم در یرگشت متوجه بسیار مسائل می شوند.

معمولا در آغاز بعد از مدت کوتاهی می خواهند به همان فرنگ بروند و به پیشنهادات خوب کاری به واسطه ی نمرات بالا و عملی کار کردن در حد حرفه ای فکر کنند و به یکی پاسخ دهند.

اما ما چند نفر که شامل هر کدام از گزینه های بالا شده ایم و یا می شویم قبل از برگشت به لطف برگشتن و ماندن و گفته های کسی که در درس و معلومات معیار ما بود و الگو و حتی شامل گزینه ی سوم میشوند یعنی بسیار قبل از رسیدن به این حرفها در فرنگ زندگی کرده

و بسیار هم زحمت کشیده و ....به مدد ایشان یعنی این دوست خوب یا دوستان خوب قبل از برگشت متوجه این داستان و اینجا از تو بهتر خیلی زیادترند اینقدر که نمی توانی بشماری در همین جا هم درس خواندند فهمیدیم که چه خبر است و وقتی برگشتیم چرا باید توقع هورا داشته باشیم.

تازه آنکه از نووجوانی کودکی در همین فرنگستون با لحن پر طنین استاد انتظامی(عزت) زندگی کرده و برایش سخت تر است وقتی اینها را می گوید منی که منتظر همچین لحظه ای یعنی بازگشت هستم وقتی آمدم تو ذوقم نمی خورد و سر شکسته نمی شوم.

تازه همین دوست که ما او را ...خوب علمی و عملی می دانیم چنین می گوید:  من در اینجا آشنا نبودم شما که بودید فقط برای تحصیل اینهمه هزینه کردید و دست آخر شدید پی اچ یگ رشته که در کشور وطن هم می توانستید باشید که من بسیاری را در همین مدت کوتاه زیارت کردم که خود من باید به آنها تعظیم کنم حتی سنشان هم ۵ یا ۶ سال از من کمتر است و تازه از اینجا برای تدریس در دانشگاههای معتبر دنیا برایشان دعوت نامه می آید.

در ضمن ما وقتی شاهد پستی در وبلاگ این دوست بودیم که چگونه از کسانی به حساب هنری و عمل علمی و راهبرد درست یافته ها و آموخته ها  که برایمان سمبلی بود و تا کنون چنین کنش و واکنشهائی را از او ندیده بودیم با دیدن این پست و معذرت خواهی آن هم به سبکی که اصلا برایمان عجیب بود بعد از توضیح شخص دوست رازها ی این عذر را دریافتیم و باز هم افتخار کردیم به وطن و یک چیز مهم هم یاد گرفتیم که موجب می شود وقتی برگشتیم توقع تعظیم نداشته باشیم چرا چون ما آنجا دکتر شدیم؟ و این باعث می شود راحت تر و با دانش بیشتر بدون تو ذوق خوردن با هر برخوردی به وطن مراجعت کنیم و مانند دوستانی که در ایران درس خواندند و هم مقطع هستیم دنبال کار بگردیم و سر شکسته نباشیم.

نویسنده : صبا  و دکتر خلیل پور به عنوان راهنمای نوشت.

ساعت به وقت تهران

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 8:4  توسط صبا و گروه دکتر سهیل خلیل پور  | 

 با توجه به سخنان دوستان و مواردی که نوشتم از استاد بزرگ ارد شرکا عذر می خواهم و همچنین از سایر دوستان که در وبلاگم نامبردم.سوتفاهم بخشی جدا نشدنی از فرهنگ ماست که باید با ریشه کن کردن شکاکیت و هم صبوری و باز دیدن آن را کنار گذاشت.

سو تفاهمی که در بخشی از سخنانم در باب دفاع و خواستار کمک برای آزادی مانا و مهرداد پیش آمد را در اینجا از استاد بزرگم ارد شرکا عذر می خوام چرا که با دانسته هایم از نظر ایشان در مورد مانا و مهرداد از اول می دانستم که ایشان نظر به آزادی دارند آما اهانت را در اثر  نمی ژذیرند و با وجود اینکه بسیار از باب ترک بودنشان از طرف بلوای پان ترکها در خطر هستند اما باز هم عادلانه و شفاف و بسیار زیرکانه و متفکرانه در این رابطه عمل کردند و من از همه ی دوستان دیگر هم که نامبردم عذر می خواهم و تشکر می کنم از خانم ملک بابت روشن کردن من و رفع سو تفاهم.البته من اشکال کارم در دخالت دادن ۲ موضوع در یک پست بود.یعنی گلایه ای داشتم که در باب سخن در مورد آزادی مانا و درخواست کمک از استاد و دوستان آن رانیز مطرح نمودم که این موجب سوتفاهم شد.همه ی عزیزانی که من در پست قبلی در وبلاگ اول یعنی اینجا ایران است مطرح نمودم از دوستان هستند و از اساتید من.اما باز القاطی سخن گفتن کار دستمان داد و مرا شرمنده ی خانمها و آقایان ساخت خصوصا استاد ارد شرکا.

اما باز هم از همه دعوت می کنم برای آزادی مانا و مهرداد به من کمک کنند. و جوابی به خانم ملک مدیریت سایت و خبرگزاری ارد بزرگ.همه ی دوستانی که در وبلاگ مشترک با ایشان همکاری کردم مرا می بخشند چون می دانند که من قصد اهانت نداشتم.و همیشه هم حاضر به اصاعت از این دوستان هستم.

وبلاگ دوست صبا که وبلاگش را به مدیریت من و وبگروه من در آورد تا در اینجا هم بتوانم در محوردیگری سخن بگویم.
عذر بابت اینکه در آغاز درود به شما فرهیخته یاران ندادم و در اینجا درود می گویم از همه ی دوستان که موجب رنجش ایشان شدم.شاید در ادبیات نوشتاری من در این مدت که ...و جواب که...تغییری ناخواسته به وجود آمده باشد که همینطور است.
سر کار خانم ملک استاد و دوست. من اصلا نمی خواستم به هیچ وجه ناراحتتان کنم. اما حقیر به واسطه ی دعوتی از دوست نزدیکی که اتفاقا از  عاشقان" بزرگ استاد ارد "هستند از نزدیک با وضعیت خانواده های دربند آشنا شدم. هر چند که هم توکا و هم مانا را دیریست می شناسم و در باب چند کاریکاتور اثر دست ایشان دریکی از نشریات هفتگی جوان پسند که تیم خوبی هم از نظر کمیک استریپ و کاریکاتور داشتند نقدی انتقادی نمودم که در کارت تبریک و جشن 100 شماره و سال نو که به دستم رسید در فرانس. من ایشان را انتقاد کردم بابت تمسخر ماتریکس که یک شخص ایرانی شکل را با یک قیافه ی بسیار مسخره در کنار بازیگر ماتریکس که آنهم کشیده شده توشط ایشان اما بسیار خوب و زیبا .من بسیار ناراحت شدم از اینکه ایشان برای تبریک سال نو کاریکاتوری را به آدرس من در ایران فرستادند و دعوتی برای یک جشن که این کارت به فرانس آمد و در آغاز سال نو در کنار هفت سین ایرانی با جمعی از دوستان ایرانی کالج و شاگردانم و دوستانم که فرانسه و ایرانی هم بودند آن را باز کردم و شخصیت مرد ایرانی در کنار ماتریکس موجب خنده ی همه شد.(هر چند که در آن مدت توکا و مانا و بزرگمهر و منصور و رها و جلال سعیدی تیمی کار می کردند اما کاریکاتور مورد بحث را مانا توکا و بزرگمهر حسین پور کشیده اند کدام نمی دانم. اما منظور تفکر و یا فکر نکردن به اثری که خلق می شود است)هر چند در آغاز سال جدید ایرانی که مادر همیشه از کودکی برای اینکه من با فرهنگ و ادبیات و زبان و رسوم پدر آشنا باشم با اینکه خود ایتالی است این سفره را می گذاشت و ما سال ایرانی را جشن می گرفتیم در آن لحظه هر چند خنده خوب است به قول مادر اما نیشدری به قلبم خورد از بابت خنده ی تمسخر آمیز دوستان و شاگردان فرانسوی و خجل شدن نزد دوستان ایرانی.
از این رو من با کار مانا خصوصا در اینگونه موارد آشنا هستم و هنوز جراحت این لبخند تلخ بر خاطراتم زخم مانده اما حالا وقتی برای کینه نیست.من همان اول می دانید که در این مورد مانا را محکوم کردم در همین سایت مشترکمان "ببخشید " مشترک و در آنجا هم گفتم منظور در وبلاگ من است که گفتم استاد ارد همان اول با اینکه کار مانا را درست ندانستند و محکوم کردند اما با زندانی کردن ایشان هم مخالفت را اعلام کردند با وجود موارد حاشیه ای که شما و من می دانیم. و این کار ایشان بسیار شجاعانه بود.اما اینکه من برای آزادی مانا تلاش می کنم به خاطر چشمان منتظری است که دیدم.مادری که با تنها فرزندش حالا نمی داند که کی این درب باز می شود و همسرش می آید و از آنطرف هم دختری که تازه از ازدواجش می گذرد منتظر است تا همرش از زندان خلاص شود.
این انتظار کشنده هر انسانی را وادار می کند خصوصا هنرمند را که از دفاع بابت بیرون آمدن و یا صادر کردن قرار بکوشند.
آخر بدون محاکمه عادلانه نیست که 44 روز کسی در انفرادی اوین باشد. من منظورم این است که چرا ایشان محاکمه نمی شوند .و دیگر اینکه عدالت و قانون در اینجا حکم می کند که محاکمه شوند و یا قرار صادر کنند تا موضوع کاملا روشن شود.اما با زندانی کردن آنها کار درست می شود؟
من از این بابت دلم پر بود که هیچ کدام از شما دوستان حتی جواب مرا هم ندادید.هر چند که هر چه فرمودید اطاعت کردم نه به تابعیت از کسی بلکه مثل همه ی شما من هم به واسطه ی اشنائی با این هنرمند بزرگ و مردمی که در اروپا از کسانی که وابسته فرهنگی هستند در این زمینه آثار استاد ارد شرکا را دیده بودم و به واسطه ی این آشنائی و برقرای ارتباط معنوی و هم ارتباط بسیار قوی با اثر همیشه با این استاد بزرگ خود را دوست می دیدم.ایشان همه ی دغ دغه های من را روی کاغذ می بردند بدون اینکه من حتی ایشان را از نزدیک دیده باشم و یا چنان تاثیر می گذاشتند که من واقعا با ایشان احساس دوستی چندین ساله می کردم و می گفتم این یک تله پاتی است و حتی یک بار با شاگردانم در کلاسهای آزادی که در زمینه ی موسیقی و اپرا برگزار می کردم این موضوع را در میان گذاشتم و حرفهای همه را ظبط و بعد آنها را نوشتم و خود نیز بهره ای مفید از این بعد استاد بردم و هنر را که در ارو÷ا به یک تمرین همراه با وراثت می  دانند و نه هدیه خدا که درست  هم می باشد البته با اندکی تغییر در تفکر در من. آن را به مقاله و تحقیقی عمیق درآوردم که به بسیار کسان بزرگ در هنر فرانسه با این آثار استاد و رابطهی تله پاتی در عمق تصویر آنها پذیرفتند.
پس می بینید که من هم به عشق در همان اولین روزها شروع به نوشتن کردم در حمایت از ایشان که از وظیفه بالاتر و آن را عشق نامیدیم.
تنها گلایه بود و بس از یک نوع تضاد در دریافتهامان.
آخر شما خود را جای من بگذارید و آنگاه متوجه می شوید که من در آن لحظه چه کشیدم.همان لحظه که دوست فریبا ملک استاد و سرورم آن کامنت را دادند و من ورقه های چاپ شده یک نشریه فرانسوی مربوط به یکی از معتبر ترین کارگاههای کاریکاتور و کارتون در پاریس که متون فرانسوی من در مورد استاد و آثارش در دستم بود که دوستان در آنجا آثار و نوشته های مرا چاپ کردند و من کپی گرفتم فکس"
پذیرفتم با ناراحتی حتی ... اما جواب ندادن دوستانی که به خود می گفتم من و پانی تنها نیستیم در پرشین. اما چه شد؟تنهای تنها ماندیم تا هم اکنون.درست است شاگردهای خوبم هستند منظور هنرجوهایم. و هستند کسانی.اما من با شما ...
دریغ از یک جواب.شما واژه ی بهتری برای این به کار می بردید جز حذف و بایکوت.؟
حالا هم من عاشق استاد هستم و موجب نشود سخنانم سوتفاهم دیگری را.
ایشان بسیار بزگوارند و من از ایشان درخواست کمک کردم برای رهائی مانا.
چون می دانستم که موافق نبودند با زندان رفتن آنها.
اشتباهات شاگرد کوچکتان را ببخشید و در زمینه ی شاملو هم رجوع کنید به مقاله و یا جوابیه ی من در دفاع از حرفهای دوست و استاد جعفر معروفی و دوست استاد کامیار مستوفی در وبلاگ فرزند نیچه جعفر معروفی و دیدگاه من به این موضوع و هم وبلاگ خودم.من نیز محکوم کردم حرفها و سخنان شاملو بر رد و توهین به فردوسی را.
اما تخریب مزارش را نه. اینجا آنهائی که خراب کردند را محکوم کردم.جالب اینجاست که تازه می فهمم که استاد چگونه و با چه ظرافتی این خط را دادند.خطی که درست و واقعی بود و خیلیها جرات گفتن نداشتند با توجه به فضای حاکم بر ادبیات جوان که شاملو رذا مظهر می دانند و دیگر اینکه عده ای هم به دلایل دیگر خاموش ماندند که به جا بود و اسنتاد در وقتش آن را مطرح کرد.این را از کامنت شما فهمیدم و دوباره افت0خار می کنم که در خدمت ایشان کسب معرفت و علم کنم و در حمایت از ایشان.
لذا با شما موافقم و مرا با نگاهی به احوالاتم در پس این ماجرا که خود می دانید و همه ی چیزی که نوشتم ببخشید و هم از استاد عذر می خواهم. اما با توجه به اینکه با تفکر استاد در مورد این قضیه در همان روزهای اول آشنا بودم از ایشان که از طرفهای دیگری هم در فشارند و هیچگاه تن به ....ندادند و همیشه یک وطن دوست واقعی و هنرمندی خالق و درست بودند از ایشان عذر می خواهم و برای آزادی مانا نه از ایشان که می دانم که زندان را مناسب نمی دانند می خواهم مانا و مهرداد به مدد دوستان آزاد شوند.
دوستانی که مثل همیشه حرف را خوب درک می کنند اگر حرف قابل درک و باور باشد.منظورم از دوستان همان جوانانی هستند که همیشه در چنین احوالاتی حاضرند.
وگرنه که استاد ارد و شما دوستان عزیز را که می  دانم و می شناسم تفکر نابتان را.
با تشکر
آلفرد" دکتر سهیل خلیل پور "
 
به امید آزادی هر چه زودتر هنرمندان در بند.مانا و مهرداد و با تشکر و سپاس از استاد ارد شرکا.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 9:56  توسط صبا و گروه دکتر سهیل خلیل پور  | 

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic